بندباز

زادروزچارلی چاپلین ،مردی که با دلی پر از اندوه لبی خندان داشت و به همه لبخند هدیه میداد مبارک

 گوشه ای از نامه ی  زیباش برا دخترش رو تقدیم میکنم به پاره ی تنم حمیده:

 دخترم، شاید شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان تو را فریب دهد. آن شب است که این الماس، آن ریسمان نااستوار زیر پای تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است....

روزی که چهره ی زیبای یک اشراف زاده ی بی بند و بار تو را بفریبد، آن روز است که بندبازی ناشی خواهی بود. بندبازان ناشی همیشه سقوط می کنند.
دخترم جرالدین انسان باش، پاکدل و یکدل؛ زیرا که گرسنه بودن، صدقه گرفتن و در فقر مردن، هزار بار قابل تحمل تر از پست و بی عاطفه بودن است.

/ 9 نظر / 8 بازدید
هزاران گنج

[دست][دست][دست]بسیار زیبا به منم سربزنید عزیز[گل][قلب]

شقایق

سلام سنگام جان این نامه خیلی زیباست اما نمیدونم میدوین یا نه که این نامه نتیجه تخیل یک خبرنگار ایرانی بوده فرج ا... صبا که پیشکسوت هست درزمنیه نویسندگی تصمیم میگیره یک ستون فانتزی توی مجلش داشته باشه سی وچند سال پیش وبرای اولین مطلبش به گفته خودش میبینه که عکس چارلی چالین ودخترش روی جلد یک مجله هست و همین جرقه میشه برای نوشتن اون متن اما بعدش همه این متن رو به اسم نامه خود چارلی پخش کردند بیچاره آقای صبا خیلی توی نشیات این مطاله رو عنوان کرد اما هنوز که هنوزه خخیلی ها نمیدونند

شقایق

راستی چه خوشگله دخترتون البته اگر اون عکس بالای وبلاگ دخترتون باشه خدا حفظش کنه

شقایق

خب ماشلله زنده باشه وسرحال همیشه

مهناز فتاحی

سلام به دوست عزیزم سنگام.نمی دانم خوشحالی ام را از دیدن پیامت چطور وصف کنم فقط در تعجبم چطور مرا پیدا کرده ای و خوشحالتر از اینکه در گوشه ی دلت یاد این دوست قدیمی هست.وبلاگ قشنگی داری .برایم پیام بگذار و اگه امکانش بود تلفنت را بگذار برای تماس.منتظرم

سمیه

واقعا زیبا بود عزیزم بگذار ادمها تا می توانند سنگ باشند من و تو از نژاد چشمه ایم.... اینم برای اینکه باهم بخندیم: از جوجه تیغی پرسیدن بزرگترین ارزوت جیه؟ معصومانه نگاهم کرد و گفت:"بغلم میکنی؟"

سید مجتبی محسن زاده

چالز چاپلین کمدینی که مردم را میخنداند ولی خود در سکوتی فرو رفته است که هنوز هم سکوت