نشانی: چشمهای دخترم !حمیده...
...خاطراتم را ، جز چشمهایت، در ازای یک جفت بال فروختم... 

 

l;,;l

بارالها

 ابرها را فرمان ده

ببارند

تا غبار از حقیقت چهره هامان بشویند

خورشید را فرمان ده

بیش از گذشته بتابد،  

از پشت ابرهای ظلمت و تاریکی سر برآورد

و سپیده دمان

دست در دست آسمانی زلال

ظهور عدالت را بشارت دهد

و منجی اسیران سرزمین یخ زده جهالت و بدبینی باشد

...من نیز

از آسمان روشن دلم خواسته ام

بر نهال صبر و بردباری وجودم

که چندیست

با دستهای ترک خوره ام

کاشته ام

ببارد

و

تا فرا رسیدن موسم بهار انسانیت،

به ثمر نشستن درخت پربار ایمانم را

و

اعجازدستهای روشنگرت را

به انتظار بنشیند

...

زیبا دخترم، حمیده!

تو نیز

مردم چشمهایت را

بیدارکن!

 

رنگین کمان عشق

 با هفت رنگ جادویی اش

در راه است...

[ پنجشنبه ۸ دی ۱۳٩٠ ] [ ۳:٢٦ ‎ب.ظ ] [ سنگام (فاطمه) نوبخت ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دوباره شروع میشوم... از سر خط... نقطه میگذارم... پایان گذشته ام... و شروع میکنم... خودم را...
امکانات وب
RSS Feed