نشانی: چشمهای دخترم !حمیده...
...خاطراتم را ، جز چشمهایت، در ازای یک جفت بال فروختم... 

هرگز به غرض عشق من آلوده نگردد

چشمم به کف پای کسی سوده نگردد

آلوده نیم چون دگران این هنرم هست

کز صحبت من هیچکس آلوده نگردد

پروانه‌ام و عادت من سوختن خویش

تا پاک نسوزم دلم آسوده نگردد

با بلهوس از پاکی دامان تو گفتم

تا باز به دنبال تو بیهوده نگردد

وحشی ز غمش جان تو فرسود عجب نیست

جانست نه سنگست که فرسوده نگردد

 

 

این پست رو میخوام اختصاص بدم به دوستان عزیزی که برام پیامهایی میگذارن و تعدادیشون دوست ندارن نظراتشون به دید عموم گذاشته بشه و خصوصی نظر میگذارن و عده ای هم نظراتشون هرچند برام ارزشمنده اما چون توهین به شخصیت افراد میشه و موجب سلب آبروی عده ای میشه ترجیح میدم فقط خودم بخونم

سعی میکنم جوری بنویسم که همه دوستان جوابشون رو بگیرن

حقیقت در نوشته و سخن و شنیده نمود پیدا نمیکند

تنها نمود حقیقت ، رفتار ما انسانهاست

اگر چشمهامان را با وجدان حقیقت جویمان شستشو دهیم اطرافمان پر است از حقایقی که این روزها به صورتهای زیبایی نمود می یابد وبعضاً نمی خواهیم ببینیم یا شاید ...

حقیقت خود راه دیده دلهای جویای حقیقت را خواهد یافت

زبان و قلمم را حقیرتر از آن میدانم که به توصیف حقیقت بگشایم

و آنها را که بر چشم و گوششان مهرکوری و کری نخورده

به میهمانی معبود دعوت میکنم

خدای من!

از گرگهای میش نمای زمانم به تو پناه میبرم

هیچ گاه خوش نداشته ام خود را به رنگ بی خدایی آنها که چشمهاشان رنگ هوس به خود گرفته و زبانشان را درمسیر اهدافشان به رنگ کردن خلق خدا مشغول کرده اند در بیاورم

حتی اگر در چشم مردم زمانه ام کلاغی باشم ساخته و پرداخته همان زبان

وهر چند تو خود به صراحت فرموده ای:

لا یُحِبُّ اللهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلّا مَنْ ظُلِمَ وَ کانَ اللهُ سَمیعاً عَلیماً ( نسا 148)

خداوند دوست ندارد کسى با سخنان خود، بدیها (ى دیگران) را اظهار کند; مگر آن کس که مورد ستم واقع شده باشد. خداوند، شنوا و داناست.

تنها مونس روزهای تنهایی ام!

تو خود هرگاه با دل به تنگ آمده ازانسانهای زمانم  به آغوشت پناه آوردم گفتی:

وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتابِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْهِ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ عَمّا جاءَکَ مِنَ الْحَقِّ لِکُلٍّ جَعَلْنا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً وَ لَوْ شاءَ اللهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لکِنْ لِیَبْلُوَکُمْ فی ما آتاکُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ إِلَى اللهِ مَرْجِعُکُمْ جَمیعاً فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ فیهِ تَخْتَلِفُونَ (48مائده)

و این کتاب [= قرآن] را به حق بر تو نازل کردیم، در حالى که کتب پیشین را تصدیق مى کند و با آنها هماهنگ است، و نگاهبان و حاکم بر آنهاست; پس بر طبق آنچه خدا نازل کرده، در میان آنها حکم کن و از هوا و هوسهاى آنان پیروى نکن; و از احکام الهى، روى مگردان. ما براى هر کدام از شما (امت ها)، آیین و طریقه روشنى قرار دادیم; و اگرخدا مى خواست، همه شما را امّت واحدى قرار مى داد; ولى خدا مى خواهد شما را در آنچه به شما ارزانى داشته بیازماید; (و استعدادهاى مختلف شما را پرورش دهد) پس در نیکیها بر یکدیگر سبقت جویید. بازگشت همه شما، به سوى خداست; و از آنچه در آن اختلاف مى کردید; (در قیامت) به شما خبر خواهد داد. 

و هر گاه دیگران به خیال محکوم کردنم مرا بر سر میز قضاوت کشاندند

خود مرابه خلوت عبودیت کشاندی، هشدارم دادی و سخن آموختی که :

قُلْ إِنِّی عَلى بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ کَذَّبْتُمْ بِهِ ما عِنْدی ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُکْمُ إِلّا لِلّهِ یَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَیْرُ الْفاصِلینَ (انعام57)

بگو: «من دلیل روشنى از پروردگارم دارم; ولى شما آن را تکذیب کرده اید. آنچه شما (از عذاب الهى) درباره آن شتاب مى کنید در اختیار من نیست. حکم و فرمان، تنهاازآن خداست! حق را از باطل جدا مى کند; و او بهترین جدا کننده (حق از باطل) است.»

ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ أَلا لَهُ الْحُکْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبینَ (62انعام)

سپس (تمام بندگان) به سوى خدا، که مولاى حقیقى آنهاست، باز مى گردند. بدانید که حکم و داورى، مخصوص اوست; و او، سریعترین حسابگران است.

وَ کَذَّبَ بِهِ قَوْمُکَ وَ هُوَ الْحَقُّ قُلْ لَسْتُ عَلَیْکُمْ بِوَکیلٍ (انعام66)

قوم و جمعیّت تو، آن (آیات الهى) را تکذیب و انکار کردند، در حالى که حق است. (به آنها) بگو: «من مسؤول (ایمان آوردن و اجبار) شما نیستم. (وظیفه من، تنها ابلاغ رسالت است).»

قُلْ یا أَیُّهَا النّاسُ قَدْ جائَکُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنِ اهْتَدى فَإِنَّما یَهْتَدی لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما یَضِلُّ عَلَیْها وَ ما أَنَا عَلَیْکُمْ بِوَکیلٍ (108)

بگو: «اى مردم! حقّ از طرف پروردگارتان به سراغ شما آمده; هر کس (در پرتو آن) هدایت یابد، به نفع خود هدایت مى شود; و هر کس گمراه گردد، به زیان خود گمراه مى گردد; و من مأمور(به اجبار) شما نیستم.» 

و هرگاه شنیدم و دیدم آنچه دور از تصور و باورم بود و در آستانه شکستن قرار گرفتم خود مرا یادآور شدی که:

فَتَعالَى اللهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ وَ لاتَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یُقْضى إِلَیْکَ وَحْیُهُ وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْماً (114طه)

پس بلند مرتبه است خداوندى که فرمانرواى حقیقى است! و (اى پیامبر) نسبت به (تلاوت) قرآن، پیش از آن که وحى آن بر تو تمام شود، شتاب مکن; و بگو: «پروردگارا! علم مرا افزون کن.»

و بار دیگراینگونه دلداری ام دادی :

إِنَّ اللهَ یُدافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ اللهَ لا یُحِبُّ کُلَّ خَوّانٍ کَفُورٍ (38حج)

خداوند از کسانى که ایمان آورده اند دفاع مى کند; خداوند هیچ خیانتکار ناسپاسى را دوست ندارد. 

وهر گاه بی مهری و بی وفایی و ظلمشان امانم رابرید اینگونه به صبر دعوتم نمودی:

فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللهِ کَیْفَ یُحْیِیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ ذالِکَ لَمُحْیِ الْمَوْتى وَ هُوَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (50روم)

به آثار رحمت الهى بنگر که چگونه زمین را بعد از مردنش زنده مى کند; چنین کسى (که زمین مرده را زنده مى کند) زنده کننده مردگان (در قیامت) است; و او بر هر چیزى تواناست.

فَإِنَّکَ لاتُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لاتُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ (52روم)

به یقین تو نمى توانى صداى خود رابه گوش مردگان برسانى، و نه سخنت را به گوش کران هنگامى که روى برگردانند و دور شوند.

وَ ما أَنْتَ بِهادِ الْعُمْیِ عَنْ ضَلالَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلّا مَنْ یُؤْمِنُ بِآیاتِنا فَهُمْ مُسْلِمُونَ (53روم)

و (نیز) نمى توانى نابینایان را از گمراهیشان هدایت کنى; تو تنها مى توانى سخنت را به گوش کسانى برسانى که آماده پذیرش ایمان به آیات ما هستند و (در برابر حق) تسلیمند.

فَیَوْمَئِذٍ لایَنْفَعُ الَّذِینَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ وَ لا هُمْ یُسْتَعْتَبُونَ (روم57)

آن روز عذرخواهى ستمکاران سودى به حالشان ندارد، و آنها توانایى بر جلب رضایت پروردگار نمى یابند (و توبه به آنان پذیرفته نمى شود).

وَ لَقَدْ ضَرَبْنا لِلنّاسِ فِی هذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ وَ لَئِنْ جِئْتَهُمْ بِآیَةٍ لَیَقُولَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلّا مُبْطِلُونَ (58روم)

ما براى مردم در این قرآن از هر چیز نمونه اى آوردیم (و هر گونه معارف در آن جمع است); و اگر معجزه اى براى آنان بیاورى، کافران مى گویند: «شما اهل باطلید (و اینها سحر است).»

کَذالِکَ یَطْبَعُ اللهُ عَلى قُلُوبِ الَّذِینَ لایَعْلَمُونَ (59روم)

این گونه خداوند بر دلهاى آنان که آگاهى ندارند مُهر مى نهد.

فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللهِ حَقٌّ وَ لایَسْتَخِفَّنَّکَ الَّذِینَ لایُوقِنُونَ (روم60)

اکنون که چنین است صبر و استقامت پیشه کن که وعده خدا حق است; و هرگز کسانى که ایمان ندارند تو را خشمگین نسازند (و سبک نشمرند)!

وهرگاه انسانهایی را می دیدم که با تیغ نگاه و زبان سرزنش گرشان روحم را مجروح ساختند

بازهم به تو پناه آوردم و تو اینگونه سخنانت را مرهم روح زخم خورده ام ساختی و آرامش را میهمان وجودم ساختی:

وَ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لایُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئاً (نجم28)

آنها هرگز در این باره دانشى ندارند،تنها از گمان بى پایه پیروى مى کنند با این که «گمان» هرگز (انسان را) از حق بى نیاز نمى کند.

أَنزَلَ مِنَّ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِیَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّیْلُ زَبَداً رَابِیاً وَ مِمَّا یُوقِدُونَ عَلَیْهِ فِی النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْیَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ کَذالِکَ یَضْرِبُ اللهُ الْحَقَّ وَ الْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَاءً وَ أَمَّا مَا یَنفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الْأَرْضِ کَذالِکَ یَضْرِبُ اللهُ الْأَمْثالَ (17رعد)

(خداوند) از آسمان آبى فرو فرستاد; و از هر درّه و رودخانه اى به اندازه آنها سیلابى جارى شد; سپس سیلاب بر روى خود کفى حمل کرد; (همچنین) و از آنچه (در کوره ها،) براى به دست آوردن زینت آلات یا وسایل زندگى، آتش بر آن مى افروزند، کفهایى مانند آن به وجود مى آید ـ خداوند براى، حق و باطل چنین مثالى مى زند ـ سرانجام کفها به بیرون پرتاب مى شوند، ولى آنچه به مردم سود مى رساند [= آب یا فلزّ خالص ]در زمین مى ماند; خداوند اینچنین مثال مى زند!

همه دوستانم رو به صبر دعوت میکنم همچنانکه خود دعوت شده به صبرم از سوی پروردگاروبا تمام وجود حس میکنم تبسم شیرینش را که به آینده ای روشن نویدم می دهد

همچنین دعوتتون میکنم به خوندن  شعر زیبایی از سهراب سپهری که یکی ازترانه های محمد اصفهانی با اون شکل گرفته _پیشنهاد میکنم آلبوم جدیدش با نام بی واژه رو حتماَ گوش کنید و لذت ببرید-

شب سردی است ومن افسرده
راه دوری است وپایی خسته
تیرگی هست وچراغی مرده
می کنم تنها ازجاده عبور
دورماندند زمن آدمها
سایه ای ازسردیوار گذشت غمی افزودمرا برغمها
فکر تاریکی واین ویرانی بی خبر آمدتا بادل من
قصه ها ساز کند پنهانی
نیست رنگی که بگوید بامن :اندکی صبرسحرنزدیک است
هردم این بانگ برآرم ازدل
وای این شب چقدر تاریک است!
خنده ای کو که به دل انگیزم؟!
قطره ای کو که به دریا ریزم؟!
صخره ای کو که بدان آویزم؟!
مثل این است که شب نمناک است
دیگران راهم غمی هست به دل
غم من لیک
غمی نمناک است...

شاد باشیدلبخند

[ سه‌شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ ] [ سنگام (فاطمه) نوبخت ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دوباره شروع میشوم... از سر خط... نقطه میگذارم... پایان گذشته ام... و شروع میکنم... خودم را...
امکانات وب
RSS Feed